1) كتاب خاقان اعظم و سلطان هند، از عزالدينمحمد پلسگوني در 577 ه /1181 ـ
1182 م.
(نميدانم آيا ممكن است منظور تاريخ 777 ه /1375 ـ 1376 م باشد، كه يكي از خانهاي سلسلهٴ شيبان در ازبكستان يا دشتهاي قرقيز و قزاقستان خاقان بود؟).
2) كتاب بدرالدين محمد بلخي، از 577 ه / 1181 ـ 1182 م.
3) كتاب نوشيروان حكيم، از عمادالدين اصفهاني، در 590 ه / 1193 ـ 1194
م. (اين شخص ممكن است همان عمادالدين اصفهاني مورخ باشد كه در 1201،
درگذشت)؛ ¿ فصل بيست و پنجم مربوط به تاريخنويسي.
در مورد خاطرات اسامةبن منقذ، كه در حدود 1182، در دمشق گردآوري شده، كارمان آسانتر است. آخرين قسمت آن منحصراً از بازداري و شكار بحث ميكند، و حكايتهاي فراواني راجع به جانوران شكاري و شكارشده دارد. عليٰرغم كيفيت بيترتيبي آن ــ كه بيشتر مجموعهاي از حكايتها است ــ ميتوان آن را قديميترين تأليف عربي دربارهٴ بازداري از يك موٴلف معلوم دانست.
يك رسالهٴ عبري دربارهٴ پرندگان شكاري1 را هم ميتوان به اين رسالهها افزود، كه مربوط به سالهاي 1197 ـ 1199، و از موٴلفي ناشناس است. احتمالاً از عربي ترجمه شده است، و از بيماريهاي پرندگان شكاري و معالجهٴ آنها بحث ميكند.
همچنين در اين فصل، ¿ يادداشت مربوط به سانچو ال سابيو (فرزانه).
ه. بيزانس
پُريكولوگوس2
پُريكولوگوس متن كوتاه عجيبي از زماني نامعلوم است، كه احتمالاً بايد رد آنرا در سدهٴ دوازدهم جستجو كرد. عنوان آنرا ميتوان داستان درختان ميوه ترجمه كرد. تعدادي از درختان ميوه، كه هر كدام يكي از القاب مرسوم بيزانسي را دارند (وزير، ديوانسالار، سرجامهدار، و غيره)، در مورد اتهام توطئه و خيانت بزرگ درخت تاك بهداوري نشستهاند. هدف آن نشاندادن خطرهاي ميخوارگي، و در ضمن مسخره كردن شكوه و جلال ديوانسالاري است. ممكن است اين قطعهٴ كوتاه داراي برخي فايدههاي گياهشناسي باشد. موضوع موفقيت آن هم از لحاظ فرهنگي خالي از فايده نيست، چون ترجمهها و اقتباسهايي از آن بهزبانهاي صربي، اسلاوني، و تركي به دست ما رسيده است.